جمهوری آذربایجان

دین و زبان
بیشتر جمعیت جمهوری آذربایجان مسلمان شیعه هستند. زبان رسمی کشور ترکی آذربایجانی می‌باشد. در کنار زبان ترکی آذربایجانی، زبان‌های روسی، ارمنی، لزگی، کردی، تالشی و تاتی نیز صحبت می‌شود. ترکی آذربایجانی از نظر تقسیمات زبانی، جزئی از دسته ترکی جنوب باختری و یا ترکی اوغوز می‌باشد. ترکی آذربایجانی، ترکی استانبولی و ترکمنی در گروه ترکی جنوب باختری (اوغوز) قرار می‌گیرد.

جغرافیا

توپوگرافی جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان در جنوب رشته کوه‌های قفقاز و شمال رودخانه ارس و در کنار دریای خزر واقع شده‌است. سه رشته‌کوه قفقاز بزرگ در شمال، قفقاز کوچک در غرب، و کوه‌های تالش در جنوب این کشور را احاطه کرده‌است. این کوهها ۴۰ درصد از مساحت جمهوری آدربایجان را در برگرفته‌است[۹] و قله کوه بازاردوزو (Bazardüzü) با ارتفاع ۴۴۶۶ متر بلندترین نقطه آن است. نواحی میانی شامل جلگه‌های آران مرکزی، مغان و میل و سواحل دریای خزر کم ارتفاع و پست بوده و ارتفاع در پست‌ترین قسمت ۲۸ متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد است. جمهوری آذربایجان یک کشور محاط در خشکی است. این کشور در پیرامون دریای خزر، که یک دریای بسته‌است، واقع شده و طول خط ساحلی آن ۸۰۰ کیلومتر است.[۱۰] تنوع زیستی و گیاهی آذربایجان به دلیل تنوع آبو هوا بسیار زیاد است به گونه‌ای که تنها بیش از ۴۵۰۰ گونه گیاه در کوهستانهای آذربایجان دیده می‌شود.

 

 آب و هوا

از لحاظ آب و هوایی، جمهوری آذربایجان دارای چندین نوع آب و هوای مختلف است. به طوری که از ۱۱ ناحیه آب و هوایی ۹ گونه ناحیه در آذربایجان وجود دارد.[۱۱] درجه هوای متوسط در مناطق جلگه‌ای شمال و شرق کشور تا ۶ سانتیگراد در زمستان و ۳۶ درجه سانتیگراد در تابستان می‌رسد، در حالیکه در مناطق کوهستانی غربی زمستانها تا ۹- در زمستان و ۱۲ درجه سانتیگراد در تابستان می‌رسد. پایین‌ترین دمای مطلق در اردوباد به میزان ۳۳- درجه سانتیگراد و بالاترین دمای مطلق در جلفا به میزان ۴۶ درجه سانتیگراد ثبت شده‌است.[۱۲] به طور کلی شمال و شرق کشور دارای آب و هوای نسبتاً خشک و کوهستانی است در حالیکه منطقه جنوب شرقی آب و هوای مرطوب و ملایم تری دارد. مناطق غربی و شمالی و جنوبی شامل قره باغ و شمال شرقی جمهوری خودمختار نخجوان، دامنه کوههای قفقاز و ناحیه لنکران-آستارا و کوههای تالش بسیار مرطوب هستند. بیشترین میزان بارش سالانه در لنکران و به میزان ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر و کمترین میزان بارش سالانه به میزان ۲۰۰ تا ۳۵۰ میلیمتر در آبشوران روی می‌دهد. مناطق مرکزی شامل جلگه‌های وسیع مستعد کشاورزی است که توسط رود کورا و ارس آبرسانی می‌شوند.

تقسیمات کشوری

نواحی اقتصادی جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان به ۵۹ بخش، ۱۱ شهر و ۱ جمهوری خودمختار تقسیم شده‌است. جمهوری خودمختار نخجوان دارای ۷ بخش است و بدین ترتیب، این کشور جمعاً به ۶۶ بخش تقسیم شده‌است.

علاوه بر این این کشور به ۱۰ ناحیه اقتصادی تقسیم شده‌است. هر ناحیه اقتصادی شامل چند بخش می‌باشد. نواحی اقتصادی جمهوری آذربایجان عبارتند از:آبشوران
قوبا-خاچماز
داغلیق شیروان
شکی-زاکاتالا
گنجه-قازاخ یوخاری قاراباغ
کلبجر-لاچین
کورا
کورای مرکزی
لنکران-آستارا 

منصور ; ٩:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ آبان ،۱۳٩٢

ماهیان خزر

به نام خدا

 ماهیان خاویاری که استروژن نامیده می شوند و از خانواده تاس ماهیان، از جمله گونه های آب زی کم نظیری هستند که از قدمتی چند صد میلیون ساله که به عصر ژوراسیک باز می گردد بر خوردارند و از این رو ماهیان خاویار را فسیلهای زنده جهان می نامند که همراه با تکاملی فیلوژنی تا به امروز باز مانده اند . از منظر تعدد گونه ها به ۲۷ گونه و زیر گونه در جهان تقسیم می شوند  که از این تعداد ۵ گونه در دریای خزر زندگی می کنند ، ارزش ماهیان خاویاری نه به جهت استفاده از گوشت انان که به واسطه تخم انان که به خاویار یا مروارید سیاه  مشهور است ،می باشد . خاویار  خود به تنهایی به عنوان اشرافی ترین صبحانه جهان محسوب می گردد بسیاری آن را به شکل خام و یا همراه با تخم مرغ و اغشته به زرده ان میل می کنند و گروهی نیز به اندازه نوک قاشقی از ان را همراه با سبزیجات معطر یا قطعه کوچکی از نان و کره می خورند  و بوی تند ماهی مانند ان و طعم شورش را بسیار دوست می دارند و انرا بسیار پر کالری  و انرژی زا می دانند  و این چنین نیز هست . خاویار انواع گوناگونی دارد چون خاویار طلایی و سرخ و سیاه که البته در این میان خاویار سیاه از ازرشی قابل توجه بر خوردار است .

دریای خزر به تنهایی ۹۳ در صد از ذخیره خاویار و ماهیان خاویاری جهان را در خود جای داده است .همچنین ۵ گونه از ماهیان خاویاری ممتاز جهان نیز در این دریا زیست می کنند که به ترتیب کیفیت عبارتند از «فیل ماهی» - «قره برون یا ماهی خاویاری ایران » - «ماهی خاویاری گلد(چالباش) یا روس» - «ماهی شیپ » - « ماهی ازون برون» ، که شرحی مختصر در ارتباط با گونه های ماهیان خاویاری همراه با عکس و  ترتیب کیفیت و ارزش انان در دریای خزر را ارائه می نمایم .

 فیل ماهی  بزرگترین ماهی آبهای داخلی است که از نقطه نظر کیفیت خاویار رتبه اول را به خود اختصاص داده است نام دیگر ان بلوگا است  و نمونه هایی از انها با وزنی در حدود۱۴۰۰کیلوگرم و سنی بیش از ۱۰۰ سال صید شده است .هر ۲ یا ۳ سال یک بار تخم ریزی می کند و بین ۱۴ و ۱۷ سالگی بالغ می شود  و به واسطه بهترین خاویار، رتبه گرانترین ماهی و خاویار جهان را دارا ست . از قامتی معادل یک و نیم متر تا بیش از چهار متر بر خوردار است  ، رکورد صید ان در ایران ۶۲۰ کیلوگرم بوده است.

 قره برون   یا تاس ماهی ایران در حال حاضر گونه ای مستقل محسوب می شود ،چرا که تا قبل از این انرا زیر گونه ای از ماهی روس می دانستند . در لفظ به معنای بینی سیاه است که از رتبه دوم ارزش بر خوردار است . در حال حاضر به واسطه تکثیر مصنوعی از نقطه نظر تعداد از گونه روس پیشی گرفته است . از گونه روسی بزرگتر می باشد  و کیفیت خاویاری برتر از وی را نیز دارا می باشد  از نظر ظاهری تا حدی شبیه به هم می باشند گرچه رنگی تیره تر همراه با رنگ دانه های سفید رنگ که تا بینی وی ادامه پیدا کرده وی را از نظر ظاهری از تاس ماهی روس جدا می کند  . وزنی معادل ۶۰ تا ۱۳۰ کیلوگرم دارد و طولی معادل ۱متر تا بیش از ۲متر  که در  فاصله ۱۲ تا ۱۴ سالگی بالغ می گردد.

 تاس ماهی روس یا چالباش در زمره گونه هایی است که در تمامی نقاط دریای خزر یافت می شود  و خاویار ان را نیز به اصطلاح طلایی می نامند که از  رتبه سوم ارزش بر خوردار است و در فاصله ۱۲ تا ۱۶ سالگی به سن تخم دهی میرسد و بالغ می شود . از طولی معادل ۱ تا ۲ متر بر خوردار است  و وزنی معادل ۶۰ تا ۱۰۰ کیلوگرم.

 ماهی خاویار شیپ معمولا ماهی مهاجری است که به واسطه تخم ریزی به سواحل ایران می اید و در رودخانه های ابریز دریای خزر تخم گذاری می کند . از عمری معادل ۳۰ سال بر خوردار است ، سبک وزن است  و از تعدد کمی هم بهره می برد ،از نقطه نظر ارزش در رتبه چهارم قرار دارد . با طولی بیش از ۱ متر و وزنی سبک ، در فاصله ده سلگی تا ۱۴ سالگی بالغ می گردد و به سن تخم دهی می رسد .

 ماهی اوزون برون  (دراکول) کوچکترین ماهی خاویار دریای خزر می باشد که در ایران به اشتباه کلیه ماهیان خاویاری را به نام وی اوزون برون می نامند .از نقطه نظر کیفی در رتبه اخر قرار دارد چرا که از خاویار ریزتر و ارزانتری بهره می برد . از نظر تکثیر مصنوعی با مشکلاتی مواجه است و تعداد ان نیز در شرایط طبیعی رو به کاهش می رود .در ترجمه نام وی بینی دراز است.در فاصله ۸تا۱۲ سالگی بالغ می شود  . از قامتی معادل ۱ تا ۱.۵متر بهره می برد و وزنی سبکتر در قیاس با دیگر ماهیان این خانواده در دریای خزر وجود دارد .



منصور ; ۱:٠۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ مهر ،۱۳٩۱

ماهیگیری

اگر مسافر هستید یا ماهیگیری را به طور حرفه ای دنبال نمی کنید و قصد دارید  برای تنوع هم که شده در این رشته مفرح و شیرین بخت آزمایی کنید.
برای شروع کار از مکان های مطمئن آغاز کنید ما ده نقطه را به شما معرفی می کنیم.
شما به راحتی می توانید این نقاط را پیدا کنید. همینطور می توانید در این مکان ها وسیله نقلیه خود را پارک کنید. و با خاطر جمع تر و نگرانی کمتری به ماهیگیری بپردازید.
اگر وسیله ماهیگیری ندارید نگران نباشید برای ماهیگیری به ابزار خاص و گران  نیاز نیست میتوانید سری به یکی از فروشگاههای لوازم ماهیگیری بزنید و یک چوب کاسی 4.50 که وسیله مناسبی برای شروع است بخرید.
اندازه قلاب هم البته بستگی به اندازه ماهی ای دارد که میخواهید بگیرید اما یک قلاب شماره 9 برای شروع اندازه مناسبی است.
برای نخ و سرب و چوب پنبه هم می توانید از فروشنده مشورت بخواهید.
حالا می ماند یک طعمه؛ اصلا نیازی نیست که به دنبال کرم یا لارو و یا رش و بقیه موارد بروید. خمیر ساده ترین و موثرترین طعمه است. و همه ماهی ها از این طعمه استقبال می کنند.

حالا برویم سراغ مکان های ماهی گیری:
1-    آستانه اشرفیه زیر پل.

2-    سنگچین بندر انزلی خصوصا صد متر آخر (پاییز و بهار زمان مناسب ماهیگیری است)

3-    سنگچین بندر کیاشهر صد متر آخر( پاییز و بهار زمان مناسب ماهیگیری است)

4-    مرداب کیاشهر (تابستان زمان مناسب ماهیگیری است)

5-    سد تاریک (امام زاده هاشم بهار و تابستان زمان مناسب ماهیگیری است)

6-    سد منجیل (بهار و تابستان زمان مناسب ماهیگیری است)

7-    شاهرود لوشان (بهار و تابستان زمان مناسب ماهیگیری است)

8-    آستانه اشرفیه رودخانه جنب کارخانه کود شیمیایی (بهار و تابستان زمان مناسب ماهیگیری است)

9-    تالاب انزلی (بهار و تابستان زمان مناسب ماهیگیری است)

10-    استخر پارک دانشجو رشت (بهار و تابستان زمان مناسب ماهیگیری است)
در سنگچین ها می توانید زردپر و کفال و ماهی سفید صید کنید و در جاهای دیگر زرد پر و کپور. حالا بنشینید قلاب بیندازید و منتظر یک صید خوب بمانید.
راستی یادتان نرود که ماهی های کوچک را به آب برگردانید.

منبع : گیلان نیوز



منصور ; ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ مهر ،۱۳٩۱

زندگی در روستا

زندگی روستایی آرام و آهسته پیش می‌رود. زندگی روستا هنوز هم خالی از سر و صداست و فرسوده‌شدن از سختی‌ها و هیاهوی زندگی شهرنشینی غایب همیشگی آن. در روستاست که شادی‌ها و غم‌ها تقسیم می‌شوند. آدم‌های روستا به هم نزدیک‌ترند و آنجاست که همسایه از حال همسایه خبر دارد.

آدم‌هایی که همیشه در جستجوی زندگی آرام و به دور از ازدحام شهرها هستند، تصویری شاعرانه از روستا در ذهن خود دارند و برای همین است که خیلی وقت‌ها می‌گویند خوشا به حالت ای روستایی. روستایی خبر از بوق‌های پی درپی ماشین‌ها و هیاهوی شهرنشینی ندارد.

زندگی شهری اما نقطه مقابل روستاست و گذران زمان در شهر خود قصه‌ای متفاوت از روستا دارد. زندگی شهری مهارت و فوت و فن خاص خود را طلب می‌کند. در شهرها انگار پایانی برای سر و صدا و هیاهو نیست. صدای خیابان‌ها، ماشین‌ها و آدم‌ها آنقدر آزاردهنده است که گاهی به سرت می‌زند همه چیز را رها کنی و به کنجی دنج پناه ببری، البته اگر بتوان در شهرها جایی این چنین یافت. زندگی شهری، زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای نیست.

آدم‌ها در شهرها هر روز بی‌تفاوت از کنار یکدیگر می‌گذرند. ارتباط‌ها در شهرها جزیی‌اند و زود گذر. آدم‌ها نسبت به هم بی‌تفاوتند و غرق‌شدن در شلوغی و هیاهوی شهرها مرگ صمیمیت‌ها و عاطفه‌هاست. شهر انگار که دنیای بیگانه‌هاست.

 امروزی شدن روستاها

 هرچند هنوز هستند روستا‌هایی که زندگی صنعتی و تاثیرات زندگی شهری آنها را متحول نکرده است، اما زندگی روستایی با تمام زیبایی‌هایش رو به سوی تحول دارد. اگرچه هنوز میان شهر و روستا تفاوت‌های بارزی وجود دارد، اما سبک زندگی روستاییان در حال تغییر است و با شتابی روز افزون از گذشته‌ها فاصله می‌گیرد.

حالا در برخی روستاها خیلی از سبک‌های زندگی شهری وارد شده، آنقدر که برای قدیمی‌ها کمتر چیز آشنایی از گذشته بر جای مانده است. برای کسانی هم که راه شهر را پیش گرفتند و سالیان دراز دور از روستایشان بوده‌اند، شاید باور دیدن روستای کودکی‌هایشان کمی ‌دشوار باشد.

 مطالعات گسترده‌ای درباره سبک زندگی روستایی و تغییر و تحول در آن نشان می دهد که ـ ویژگی‌های شیوه زندگی روستایی در دوره‌های گذشته اجازه نمی‌داد تا پدیده سبک زندگی به معنایی که در شهر دیده می‌شود به وجود آید. اما با رشد فرآیند شهرنشینی یا همان شهری شدن در روستا‌ها نیز سبک زندگی در حال شکل‌گیری است.

هرچند در گذشته پوشش اهالی روستا با فرهنگ سنتی روستاییان پیوند داشت و با شهرنشینان کاملا متفاوت، اما حالا یکی از تغییرات روستاها نسبت به گذشته تغییر در پوشش اهالی روستاست که چندان تفاوتی با پوشش شهرنشینان ندارد. در خیلی از روستاها، روستاییان دیگر همچون گذشته لباس سنتی تن نمی‌کنند و حالا پوشش جوان روستایی فرق چندانی با جوان شهری ندارد.

«با ورود تلویزیون و رسانه‌های جمعی به روستا‌ها، زندگی شهرها به روستاها نیز سرایت یافت، به گونه‌ای که در موارد بسیاری روستاها به دنباله‌روی از شهرها پرداختند، در نتیجه نوعی یکسان سازی سبک زندگی روستاییان با شهرنشین‌ها یا همان شهری شدن روستا ایجاد شد.»

«اکنون بیشتر ابزارهای مورد استفاده در شهرها در روستاها نیز رایج است. البته تاثیرپذیری روستا از شهر همواره تابع بعد مسافت میان این دو بوده است. یعنی هرچه روستایی به شهر نزدیک‌تر باشد به همان میزان نیز نفوذ عناصر و فرهنگ شهر در روستا نیز بیشتر می‌شود.»

شکل فعالیت‌ها نیز در روستاها تغییر اساسی کرده است، هر چند در خیلی روستاها هنوز هم کار روستایی کشاورزی و دامپروری است، اما دختر روستایی که تا همین چند سال پیش در شالیزار به نشای برنج مشغول بود و با دستان هنرمندش به خلق صنایع دستی می‌زد حالا انگار همچون دختر شهرنشین به دنبال مهارت‌های تازه‌تری است.

 تغییر شکل خانه‌های روستایی

زمانه که تغییر کرد و همه چیز رو به جلو رفت، شکل خانه‌های روستا نیز تغییر یافت و کم‌کم با مصالح و مواد ساختمانی مدرن ساخته شد. خانه‌های روستایی که زمانی نشان از سنت‌های روستاییان و سبک زندگی آنان داشت، حالا انگار نه شبیه خانه روستایی مانند گذشته‌هاست و نه کاملا شبیه خانه‌های مدرن شهری.

 نه‌تنها شهرنشینان، بلکه حتی نسل‌های امروزی روستا نیز با توجه به تغییراتی که در روستاها در نتیجه توسعه امکانات و خدمات رفاهی و تغییر شیوه یا سبک زندگی روستایی رخ داده است، کمتر قادر به تفکیک مفهوم خانه روستایی خود از خانه شهری هستند، اگرچه همچنان تفاوت‌های بارزی بین شهر و روستا وجود دارد.

 خانه روستایی مدرن تلفیق و ترکیب ناهماهنگ، نامتوازن و ناهمخوانی از خانه روستایی سنتی، خانه شهری  است. یعنی نه خانه شهری، نه خانه روستایی سنتی است.

 اما این تغییرات تنها در شکل و قیافه خانه‌ها خلاصه نشده است. چنان با تغییر سبک زندگی و محیط خانه، روابط درون خانه‌ها و خانواده‌ها نیز دست نخورده نمانده است. روابط و ارزش‌های بورژوایی بتدریج بر روستا‌ها غلبه یافته، به گونه‌ای که شهری شدن به مثابه نوعی ارزش بر روستا حاکم شده است.

«ورود تکنولوژی شهری به جوامع روستایی، تغییرات زیادی در این جوامع ایجاد کرد. به عنوان مثال زمانی که ابزاری نظیر تراکتور وارد زندگی روستایی شد نیاز به عریض شدن جاده‌ها و تغییر شکل درها و بناها همچون اضافه شدن انبار به ساختمان‌ها و در نتیجه تغییر شکل خانه‌ها شد.»

«در گذشته میان ناحیه‌ای که روستا در آنجا قرار داشت و معماری سنتی نوعی رابطه خاص وجود داشت. به عنوان نمونه در مناطق جنگلی اغلب خانه‌ها از گل و چوب ساخته می‌شد. اما اکنون تا حدودی سبک معماری شهری در خانه‌سازی و زندگی روستا‌ها که در گذشته معماری خاص خود را داشت، نفوذ و آن را متحول کرده است.»

ورود تکنولوژی به روستا

زمان می‌گذرد و با پیشرفت علم و پیدایش تکنولوژی، زندگی روستایی نیز رنگ و بوی دیگری می‌یابد. سبک زندگی در روستا حالا مثل بسیاری از جنبه‌های زندگی آدم‌های امروزی تغییر کرده و حالا به چشم روستا، شهر نمادی برای امروزی شدن است.

بسیاری از عناصر زندگی شهری در زندگی روستایی راه یافته است. حالا دیگر زن روستایی تقریبا از همان ابزاری استفاده می‌کند که زن شهرنشین در خانه‌اش دارد.

حالا در خانه زن روستایی جای جارو دستی را جارو برقی، جای پشتی را مبلمان و شاید جای سفره روی زمین را میز ناهارخوری البته نه در شکلی کاملا مدرن پرکرده است. دیگر بوی نان محلی در کوچه پس‌کوچه‌های روستا به مشام نمی‌رسد و انگار نان‌های ماشینی، سفره‌های خانه‌های روستایی را رونق می‌دهد.در کنار همه این تغییرات اضافه شدن برق، گاز، تلفن، مدرسه و بیمارستان همگی اجزایی از عناصر زندگی شهری است که زندگی روستایی را متحول و آن را به زندگی شهری نزدیک‌تر کرد.

عناصر زندگی شهری حالا در کنار زندگی روستایی جا خوش کرده و زندگی روستایی حالا مخلوطی از گذشته و حال است.هر چند تغییراتی در سبک زندگی روستا‌ها وارد شده اما روستا، همان روستاست با همان مردمانی که آسمان، زمین، عشق، هوا، سادگی و پاکی حقیقت زندگی‌شان مال آنهاست.

 

منصور ; ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ مهر ،۱۳٩۱

استان گیلان

 

جغرافیای طبیعی: استان گیلان ، یکی از سرسبزترین مناطق شمالی ایران است که در جنوب دریای خزر بین  36 درجه و 34 دقیقه تا 38 درجه و 28 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و 53 دقیقه تا 50 درجه و 34 دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد  . این استان از شمال به دریای خزر ، از جنوب به رشته کوه‌های البرز و تالش  و استانهای زنجان و قزوین ، از باختر و شمال باختری به  استان اردبیل و جمهوری آذربایجان و از سوی خاور به استان مازندران متصل می‌باشد    استان گیلان با مساحتی در حدود 14000 کیلومتر مربع ، حدود 9/0 درصد از کل مساحت ایران را در بر گرفته و در ازای آن از شمال باختری با جنوب خاوری 235 کیلومتر و پهنای آن از 25 تا 105 کیلومتر متغیر می‌باشد .،  یکی از متراکم ترین مناطق کشور است که شغل اصلی مردم آن کشاورزی ، دامداری و ماهیگیری می باشد. رشته‌کوهای البرز  و تالش  همانند دیواری در باختر و جنوب گیلان کشیده شده و این منطقه را از فلات ایران جدا می‌سازد و دریای خزر با مرزی در حدود  315 کیلومتر آن را محصور کرده و شکل زندگی مردم  منطقه را متفاوت از دیگر مناطق مرکزی ایران کرده است .     استقرار استان در منطقه جلگه ای و خزری ،وجود جنگل و مراتع سرسبز ،‌ وجود بیش از 40 رودخانه ، ‌چندین تالاب بزرگ ، ‌ تاثیر آب و هوای کوهستانی و جلگه ای ،  رطوبت نسبی بین 40 تا 100 درصد و متوسط درجه حرارت بین 17 تا 35 درجه سانتی‌گراد این استان را در ردیف مناطق پر باران کشور قرار داده و همه اینها موثر بر شیوه زندگی مردم منطقه بوده و آنها  را متفاوت از مناطق مرکز ی فلات ایران کرده است .   بر اساس آخرین تقسیمات کشوری ، استان گیلان دارای  16 شهر ستان49 شهر ، 43 بخش ، 109 دهستان و 2686 آبادی می باشد . آستارا - آستانه ی اشرفیه ـ املش ـ بندر انزلی ـ تالش ـ رشت ـ رضوان شهر ـ رودبار ـ سیاهکل ـ شفت ـ صومعه سرا ـ فومن ـ لاهیجان ـ لنگرود ـ ماسال .رودسربیش از 40 رودخانه ی کوچک و بزرگ در گیلان جریان دارد ، همه رودهایی که در دامنه های شمالی البرز جریان دارند به دریای خزر می ریزند و از معرفترین رودخانه ها می توان سفید رود را نام برد. دو سد تاریک و سنگر در نقاط پایین سفیدرود احداث شده اند و سد پسیخان در غرب گیلان برای آبیاری مزارع کشاورزی ساخته شده است

 جغرافیای انسانی:   نام گیلان برگرفته از واژه ی گیل ، یکی از اقوام باستانی ساکن در گیلان است . پیش از ورود آریایی ها به ایران ، سرزمین گیلان ، مسکن اقوامی چون : گیل ها ، دیلمی ، کادوسیان ، آماردها ، کاسپیان ، کاسی ها و سکاها و .... بوده است . از نظر شرایط اقلیمی ،مردم این منطقه که  اقوام اصلی آن گیلک ، تالش و گالش می باشند ،‌ دارای روحیه ای شاداب ،‌سرزنده  و خونگرم می باشند و به راحتی پذیرای اقوام و فرهنگ های دیگر می باشند و همین امر باعث شده است که مهاجرت اقوام گوناگون از جمله آذری ها ،‌ تاتی ها به راحتی در آن صورت پذیرد.قوم تالشتالشی‌ها از اقوام دیرین سامان گیلان‌اند که امروزه در بخشی از پارة باختری گیلان که تالش خوانده می‌شود سکونت دارند . تا پیش از جنگ‌های ایران و روس در زمان فتحعلی‌شاه قاجار تالشی‌های آن سوی رودخانة آستاراچای با تالشی‌های این سوی رودخانه در خاک کنونی گیلان با هم در گستره‌ای که تالش بزرگ را تشکیل می‌داد می‌زیستند . اما با بسته شدن پیمان ‌ترکمان‌چای ‌‌بین ایران و روسیه در سال 1828 م / 1244 هـ . ی ، رودخانه‌های آستاراچای و ارس مرز طبیعی دو کشور ایران و روسیه تعیین شد . به این ترتیب سرزمین تالش‌ها به دو بخش تالش شمالی ـ که از آن سوی رودخانة آستارا‌چای آغاز می‌شود و تمامی دشت لنگران تا رودخانة کورا در جمهوری آذربایجان را در بر می‌گیرد و تالش جنوبی ـ در گیلان و در گستره‌ای بین آستارا ، انزلی ، صومعه‌سرا فومن و خلخال ـ تقسیم و از هم جدا گردید . قوم تالش براساس شواهد و مدارک تاریخی از اقوام باستانی گیلان به شمار می‌رود که در طول تاریخ تا به امروز با پشت‌سر گذاشتن فراز و نشیب‌های زیاد موجودیت خود را حفظ کرده است . برخی از پژوهشگران بر این باورند که تالشی‌های امروز بازماندگان کادوسیان هستند .

پژوهشگران برای باورند که تالش‌ها از دورة باستان در سراسر کوهستانهای جنوب و جنوب‌ باختری دریای کاسپی از شمال قفقاز تا رستمدار در مازندران با نام تالش پراکنده‌اند

تالش‌های گیلان امروزه در مساحتی حدود 3672 کیلومتر مربع در شهرستانهای آستارا ، تالش ماسال ، صومعه‌سرا و فومن پراکنده‌اند و بیشتر از راه دام‌داری و زراعت زندگی می‌کنند ، مرکز تالشان شهر تالش یا هشتپر است که در مسیر راه انزلی ـ آستارا میان کوه و دریا جای دارد . شرایط اقلیمی تالش و ارتباط تالشی‌ها با مراکز ترک‌نشین ناحیة باختری و نیز مهاجرتها و رفت و آمدهای اقوام ترک به سرزمین تالش در طول دوره‌های مختلف سبب پذیرش زبان ترکی در بخش‌هایی از تالش از جمله آستارا شده است . قوم گیل : از اقوام باستانی گیلان‌اند که به باور برخی از پژوهشگران از دورة پیش از تاریخ در سرزمین گیلان جای دارند . نام این قوم به زبان پهلوی گیل و به زبان تازی الجیل ثبت شده است . برخی از تاریخ‌نویسان رومی و یونانی از جمله کایوس پلینوس ـ که در نیمة اول قرن نخست میلادی می‌زیست از گیل‌ها به نام گلای یاد کرده‌اند . برخی از پژوهشگران براین باورند که واژة ورن با ورونادر اوستا نام پیشین سرزمین گیل‌ها ( گیلان ) می‌باشد .

از دورة اشکانیان و پس از شکست آماردها از فرهاد اول و کوچاندن آنان به سرزمین ری در سال 176 پ ـ م گیل‌ها که در نواحی جلگه‌ای جای داشتند ، همپای دیلمی‌ها که در نواحی کوهستانی به سر می‌بردند  ، در راه توانمندی گام برداشتند ، پس از چند گیل‌ها با چیرگی برآماردها بر کوهستانهای خاوری گیلان دست یافتند

گیلکان که امروزه همانند پیشینیان خود در نواحی جلگه‌ای زندگی می‌کنند و شهر رشت در مرکز جلگة گیلان کانون اداری سیاسی و فرهنگی آنان به شمار می‌رود . قوم گالش : گالشان تیره‌ای از قوم گیلک هستند که در نواحی کوهپایه‌ای و کوهستانی باختر و خاور گیلان و نیز باختر مازندران زندگی می‌‌کنند . شیوة زیست گالش‌ها بر پایه‌ زندگی شبانی است . نگه‌داری و پرورش گاو ، گوسفند ، بز ، قاطر و تهیه فراورده‌های دامی مانند شیر ، کره و اشتغال به کارهایی چون شال بافی و تهیة چرم خام از کارهای اصلی و روزمرة گالشان به شمار می‌رود . قوم تات : اینان تیره‌ای ایرانی‌اند و زبانشان ریشه در زبان آریایی  دارد و به زبان گیلکی نزدیک است تات‌ها به باور برخی پژوهشگرانی کوچ نشینانی بودند که در دوره ساسانیان از فارس به آذربایجان کوچانده شدند . تا از دربند قفقاز نگه‌داری و پاسداری کنند . شاید از همان زمان گروه‌ها و طوایفی از آنان به مرور وارد نواحی باختری و جنوب باختری دریای کاسپین شده باشند ، امروزه تات‌ها از شمال باکو در خاک جمهوری آذربایجان تا استانهای اردبیل ، گیلان قزوین و سمنان در خاک ایران پراکنده‌اند . تات‌های گیلان در نواحی کوهستانی جنوب این استان بین آبادیهای رودبار و تارم همچون پیرکوه ، دوگاهه ، لاکه تکلیم دارستان ، لویه و ... زندگی می‌کنند . ص 43قوم ترک : ترک‌های ساکن گیلان مهاجرینی هستند که از نواحی ترک‌نشین ایران وارد خاک گیلان شدند بخشی از آنان که در نواحی کوهستانی جنوب گیلان ، عمارلو ، منجیل و رودبار جای دارند ، از دوره شاه عباس صفوی و نادرشاه افشار به نقاط یاد شده کوچانده شدند ، اما بخش دیگر ترکان که از آستارا تا انزلی و رشت  پراکنده‌اند و جمعیت آنها نیز رو به فزونی است . زبان در گیلان جدا از زبان پارسی ـ که زبان ملی و ارتباطی همة اقوام و تیره‌های محلی است ، چندین زبان بومی با گویش‌ها و لهجه‌های مختلف رایج است . این زبانها که همگی از شاخه‌های زبانهای ایرانی به حساب می‌آیند ، در درازای تاریخ و با همة فراز و نشیب‌های آن ، دوام آورده و موجودیت خود را حفظ کرده‌اندزبانهای بومی گیلان : گیلکی ، زبان کیلکی جزو دسته زبانهای گروه باختری زبانهای ایرانی است که در میان جلگه‌نشینان استان گیلان رایج است . زبان گیلکی در یک تقسیم‌بندی کلی به دو گویش گیلکی بیه پس ( گیلان باختری ) یا گیلکی رشتی و گیلکی بیه پیش ( گیلان خاوری ) یا گیلکی لاهیجانی بخش‌پذیر است . تالشی : زبان تالشی از گروه زبانهای ایرانی کرانة دریای کاسپین می‌باشد که در طول تاریخ در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است نواحی تالش ، ماسال ، شاندرمن ، رضوانشهر ، ماسوله و بخش کوهپایه‌ای و کوهستانی شفت و فومن از نقاط اصلی گسترة زبان تالشی در باختر گیلان به شمارمی‌روند .تاتی ـ تات زبانهای گیلان در نواحی جنوبی و چنوب باختری گیلان در برخی از آبادیها و روستاهای عمارلو ، رودبار ، منجیل و نیز سرحدات گیلان به خلخال و تارم زندگی می‌کنند ، زبان تاتی همانند زبانهای گیلکی و تالشی ریشه در زبان ایران دارد و جزو گروه‌ زبانهای شمال غرب ایران یا گروه‌ زبانهای ایرانی کرانة باختری دریای کاسپی به شمار می‌رود . گالش : از گویش‌های زبان‌ گیلکی است که در آن واژه‌های زیادی از مادی و پهلوی یافت می‌شود. گویش گالشی میان گالش‌ها که مردمی کوه‌نشین و دامدار هستند ، رایج است . مذهبدر حال حاضر ساکنان نواحی مختلف گیلان پیرو آیین شیعه دوازده امامی هستند. در حاضر به جز بخشی از ساکنان نواحی تالش که پیرو مذهب تسنن ( شافعی ) هستند ، سایر مردم گیلان ، شیعه 12 امامی‌اند ، همچنین گروه‌هایی از اقلیتهای مذهبی در ارامنه و آسوریها ) پیرو و دین مسیح می‌باشند .جمعیت  نرخ رشد جمعیت استان بین دو سرشماری عمومی نفوس و مسکن سالهای 1375 و 1385 ، 7/0 درصد در سال می‌باشد . استان گیلان در سال 1375 گیلان دارای 512102 خانوار و 2241896 نفر جمیعت بوده این تعداد در سال 1385 به 669693 خانوار و 2404861 نفر جمعیت رسیده است/54 درصد از جمیعت استان در نقاط شهری و 6/45 درصد در نقاط روستایی سکونت داشته‌اند میزان تراکم نسبی جمعیت در استان 171 نفر در کیلومتر مربع می‌باشد ، متراکم‌ترین شهرستان ، رشت می‌باشد که در سال 1385 ، دارای تراکم نسبی 674 نفر بوده است ، کم تراکم‌ترین شهرستانها نیز رودبار و سیاهکل با 44 نفر می‌باشد . براساس طرح نیروی کار در سال 1385 ، 2/43 درصد از جمعیت 10 ساله و بیشتر استان از نظر اقتصادی فعال بوده‌اند و 8/56 درصد نیز غیر فعال  از نظر اقتصادی تلقی می‌گردند نرخ بیکاری استان براساس طرح آمارگیری از نیروی کار در سال 85 ، 4/11 درصد بوده است که مقدار آن از رقم متناظر کشور ( 2/11 درصد ) 2/0 برابر بیشتر است .  نرخ باسوادی در مناطق شهری و روستاییان گیلان در سال 1385 ، در کل 1/83 درصد بوده است . 3/90 شهری و روستایی 7/74 است . جمعیت 1385                                                                  مرد                                 زنجمعیت شهری کل استان گیلان        655232 نفر                      653619 نفر جمعیت روستایی کل استان گیلان                  543287 نفر                     552723 نفر تعداد خانوار شهری استان                            371823 خانوار تعداد خانوار روستایی استان                         297870 خانوار کل با سوادان شهری در استان گیلان : 3/90 درصد کل باسوادان روستایی در استان گیلان : 7/74 درصد کل باسوادان استان گیلان :    1855579 نفر       مرد 972678 نفر    زن  882901 نفر شخصیت هااز شخصیت های معرف گیلان می توان به  عالم عالیقدر جهان اسلام حضرت آیت الله بهجت فومنی، میرزا کوچک خان جنگلی،پرفسور فضل الله رضا،دکتر معین،دکتر محمود بهزاد،پرفسور سمیعی،محمود نامجو و................... نام بردجغرافیای سیاسی: در عرصه سیاسی مردم گیلان نیز در تمام عرصه های انقلاب حضور پر شور ومستمر داشتند  که به عنوان نمونه در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 (94) درصد مردم گیلان و(85) درصد مردم شهر رشت مشارکت داشتندمنبع.  http://www.iribtc.ir/Persian/modulespage.aspx?modulename=viewpage&PageID=931
   
   

 

منصور ; ٢:٤٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳ فروردین ،۱۳٩٠

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

پرشین بلاگ ; ٢:٤٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳ فروردین ،۱۳٩٠